سلامتی و بهداشت
زندگی سالم در جسم سالم
یکشنبه 1395/12/1 :: نویسنده : moh j
دختر خانم جوانی که در یک کودکستان برای بچه های چهار ساله کار می کرد می خواست چکمه های یک بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها تو پاش نمی رفت.

بعد از یک عالمه فشار و خم و راست شدن، بچه رو بغل می کنه و میذاره روی میز، بعدش روی زمین بالاخره با هزار بار جابجا شدن و فشار چکمه ها رو پای بچه می کنه و یک نفس راحت می کشه که … هنوز خستگیش نپریده بود که بچه می گه: این چکمه ها لنگه به لنگه است.

دختر خانم داستان طنز ما هم ناچارا با هزار بار فشار و این ور و اون ور شدن و مواظب باشه که بچه نیفته هرچه تونست کشید تا نهایتا چکمه های تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآورد.

گفت ای بابا و دوباره با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه کرد که لنگه به لنگه نباشه؛ اما با چه زحمتی که چکمه ها به پای بچه نمی رفتن و با فشار زیاد نهایتا موفق شد که چکمه ها رو پای این کوچولو بکنه که بچه می گه: این چکمه ها مال من نیست !  :d

دختر خانم جوان با یک باز دم طولانی و کله تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبان گیرش شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه کرد و گفت آخه چی به تو بگم!!!
مجدد با زحمت بیش تر این چکمه های بسیار تنگ رو در آورد. وقتی تمام شد پرسید: خب حالا چکمه های تو کدوم هست؟
بچه گفت : همین ها چکمه های برادرمه ولی مامانم گفته اشکالی نداره می تونم پام کنم! :d

دختر خانم که دیگه خون خونش رو می خورد سعی کرد خون سردی خودش رو حفظ کنه و مجدد این چکمه هایی رو که به پای این بچه نمی رفت به پای اون کرد. یک آه طولانی کشید و مجدد گفت: خب حالا دستکش هات کجان؟ توی جیبت که نبودن.
بچه گفت: آره چون توی چکمه هام بودن دیگه




نوع مطلب : داستان، جوک، 
برچسب ها : داستان، قصه، متیل،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1395/11/19 :: نویسنده : moh j

من با این سن و سالم هنوز یه وقتایی از تاریكی میترسم!
بعد برادر زاده ی 7 ساله م توی تاریكی نشسته،بهش میگم:
تو تاریكی چه كار میكنی؟
میگه دارم با روحِ اجسام ارتباط برقرار میكنم !!

اینا بچه نیستن دایناسورن


دیروز خونه مهمون داشتیم ، پرسیدن بچتون کجاست ؟؟؟ مامانم گفت : تو فیسبوک
پرسیدن فیس بوک کجاست ؟

مامانم گفت : جایی که اگه خبر مرگشم توش بنویسه لایک میزنن


پاسخ منطقی اکثر پدرهای ایرانی درمقابل اجازه گرفتن فرزندانشان برای انجام کاری:
1) اگر قبلا کسی آن کار را انجام نداده باشد: آخه کی تاحالا همچین غلطی کرده که تو میخوای بکنی؟
2) اگر قبلا کسی آن کار را انجام داده باشد: حالا هرکی هر غلطی کرد تو هم باید بکنی؟


عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید


هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه
 


گوگل: من صاحب همه چیم
ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم
فیسبوک: من همرو میشناسم
اینترنت: من نباشم شما ها هیچین
برق: زر اضافی نزنید !


الان دیگه زنها در همه ورزشها مثل فوتبال، همه علوم بویژه انرژی اتمی و حتی در كار و تجارت موفق هستند‌،..
خدا وکیلی اینطوری که دارن پیشرفت میکنن امید این میره یه روزی بیاد كه " پارك دوبل رو هم یاد بگیرن


می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه؟
چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته …!!؟
اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه!!!؟؟؟؟


قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد،
یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت. بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده
شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین... والا




نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جوک، شادی، خنده، ضرب المثل،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1395/11/18 :: نویسنده : moh j
نقش سرنشین کنار راننده در ایران

ا_کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی
۲- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی
۳- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفن است
۴- تیکه انداختن به عابرین پیاده
۵- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها
۶- فحش دادن به دیگر رانندگان بخاطر رانندگی بد آنها
۷- تشویق راننده برای لایی کشی
۸- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها
۹- خوابیدن با صدای خروپف زیاد در جاده ها
۱۰- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا
۱۱- و در نهایت انجام مجلس کفن و دفن راننده :)))


رو اعصاب تر از اونایی که وقتی از تاکسی پیاده میشن
تازه جیباشونو میگردن که کرایه رو بدن؛
اونایین که بعد دو دقیقه گشتن اسکناس ۵ تومنی میدن!!

  

به قلبم گفتم :
شب‌ها خواب به چشمم نمی‌‌آید ،
قلبم گفت :
از بس که بعد از ظهر‌ها می‌خوابی ،
زر نزن بیخودم ادای عاشق ها رو در نیارا !


طرح آمارگیری خانوار:
مامور آمارگیری -شما چند تا بچه دارین؟
بابام -دو تا
مامور آمارگیری -ولی توشناسنامه که نوشته سه تا
بابام -اونو میگی؟دکورخونست.فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میره بیرون یه دوری میزنه!





نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جوک، جوک جدید، خنده، شادی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1395/11/17 :: نویسنده : moh j


////////////////////////////////////////

هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز…

فردا یه عالمه کار داری،

قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه

که خیالــــــــتم راحت باشه

////////////////////////////////////////////////

ﺩﯾﺸﺐ دختره ﺭﻓﺘه ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﻳﻦ ﺑﺎک رو ﭘﺮﮐﺮﺩه
ﮔﻔت: ﭼﻘﺪﺭﺷﺪ؟
ﻳﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ : ﺩﻭﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﺎﻥ
ﺁﺭﻭﻡ ﮔﻔت : چی شده عاشقم شدی میخوای ازم کم پول بگیری

ﻳﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ :ﻧﻪ خانم! ﮔﺎﺯﻭﻳﻴﻞ ﺯﺩﯼ !!

////////////////////////////////////////////

شامپو داس پرژک

برای موهای جو گندمی(آره قبول دارم اینیکی بی مزه اس)
////////////////////////////////////////
ﺧﻮﺏ ﺷﺪ ﺗﻮ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﺍﻣﺲ ﺑﺎﯾﻮﺩﻧﺖ ﺭﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﺑﺎﯾﻮﺩﻧﺖ ﺗﻬﯿﻪ کنیم!

ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ
پماد اصغر۲ تهیه کنم!




نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جوک، جوک جدید،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1395/10/21 :: نویسنده : moh j
اگه تو خیابون یه فامیل دیدی که:
حواسش به یه جای دیگست
بدون که اون تورو زود تر دیده !
*****
زندگی جاریست …
نمیدونم شایدم خواهرشوهر باشه !
ولی هر چی هست از اقوام شوهره چون خیلی رو اعصابه !
***
ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ !
ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺩﺍﺭﻥ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺯﻥ ﻣﯽﮔﺮﺩﻥ
ﮐﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﻧﺮﻡ سمت ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺩﺷﻮن ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑﺪﺑﺨﺘﺶ ﮐﻨﻢ
***
دخترخالم گوشی مامانشو که ۳ میلیون قیمتش بوده گم کرده
هیچی بهش نگفتن که روحیش خراب نشه !
حالا من همسن اون بودم، پاک‌ کنمو گم کردم
با پادرمیونی فامیلا تو خونه رام دادن
****




نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جوک، طنز، شادی، بی خیالی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1395/10/21 :: نویسنده : moh j
اول صبح‌ها آدم‌های تو خیابون طوری نگاه می‌کنن
انگار من از خواب بیدارشون کردم !
****
روغن نارگیل اگه خوب بود
موهای خودِ نارگیل اونجوری نبود
***
انقد که ایرانسل سعی کرده گولم بزنه تو مسابقه های اس ام اسی شرکت کنم
شیطان گولم نزده گناه کنم !
***
تنها جذابیتی که از اس‌ام‌اس‌ها باقی مونده
همون پیام‌های واریز پوله …
***
امروز نمیدونستم چطوری به خانوادم بگم من زن میخاااام و دیگه بزرگ شدم
پا شدم کولرو خاموش کردم
بابام اومد ماچم کرد گفت: حالا یه مرد شدی وقته زن گرفتنته
کلید اسرار: الگو گرفتن از پدر !
***
یکی از تردستیام تو بچگی این بود که
جعبه شیرینی تو یخچالو بدون اینکه بند روش باز بشه خالی میکردم
هیشکی هم نمی فهمید
***
یکی از نفرت انگیزترین کارهایی که آدم مجبور به انجام دادنش میشه
کارت به کارت کردن پوله
وقتی کارت به کارت میکنی بخشی از وجودت میمیره
***
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﻮﻥ اﺣﺴﺎﺱ ﭘﻮچی ﻛﺮﺩﻳﻦ
ﺑﻪ اﻭﻧﻬﺎیی ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻴﻦ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﮓ ﻣﻴﺰﻧﻦ
ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﻣﺎﻫﻮاﺭﻩ ای و ﺗﻘﺎﺿﺎی آﻫﻨﮓ درخواستی ﻣﻴﻜﻨﻦ !
****
فقط یه ایرانی میتونه آدمو صدا کنه و زمانی که رفتی پیشش
ازت سوال کنه : چی کارت داشتم ؟
جالب اینکه ما هم می شینیم حدس می زنیم یارو چیکارمون داشته !




نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جوک، جوک بی ادبی، طنز،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1395/10/21 :: نویسنده : moh j
ﺩﯾﺪﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻦ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﻪ ﮐِﺶ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﯿﺎﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﯾﺪﻓﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﭘﺎﺗﻮﻥ ﺭﮔﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻗﯿﺎﻓﻤﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺜﻞ ﻏﻮﺭﺑﺎﻗﻪ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﺗﯿﺮ ﺗﻮ ﭘﺎﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﻮﻥ میکنه ؟؟؟
 
***** 
شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …
انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …
 
***** 
یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جمع میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!
 
***** 
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﺑﻮﺩﻡ؛
ﯾﻬﻮ ﯾﻪﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪ؛
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺟﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ . ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ؛ﮔﻔﺖ:
ﺍﻭﻩ؛ﺍﻭﻩ ﻓﺮﺩﯾﻦ ﺯﻧﺪﺳﺖ.
ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﻌﺒﻮﻥ ﺑﯽ ﻣﺦ ﻣﺮﺩﻩ؛ﺧﯿﻠﯽﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﺪﻣﺖ
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺷﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﻭﻥﻣﻮﻗﻊ ﺍﺻﻼ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﺎﺍﺍ
ﻫﻤﻪ ﺗﺮﮐﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ . ﭘﺴﺮﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺻﻼﺣﺮﻑ نزد…
 
**** 
چند روزه بدجور سرما خوردم
دیشب مامانم میگه پسرم فردا نرو سر کار، عزیزم استراحت کن!
منم نرفتم.
هیچی دیگه از صب ساعت ۶ دارم کابینتا رو دستمال میکشم
بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم
الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم
 




نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها : جوک، خنده، شادی، طنز،
لینک های مرتبط :